در تاریخ ولادت

فخر زمانه حضرت آقا سلیم، آن

کز چهره اش عیان بود آثار لطف حق

گردیده خانه ی ستم از سعی او خراب

دیوان عدل یافته ز امداد او نسق

تا گشته صیت دولت او در جهان بلند

نشنیده است گوش کس آواز مستحق

آصف که یافت از ره دانش به دهر نام

حاتم که برد ز اهل سخا در جهان سبق

در پیش آن محیط کمال و کرم کجا

آن از هنر زند دم و این از کرم نطق؟

سر زد ز باغ آرزوی او گلی و شد

از شرم او ز ژاله رخ لاله پر عرق

نام از محمد و علیش داد چون که یافت

بر گردن از محبت هر دو اش وهق

کلک صباحی از پی تاریخ آن نوشت :

بعد از محمد است علی پیشوا بحق

یا رب بود به صفحه ی زنگار فام چرخ

پیوسته تا عیان خط شنجرفی شفق

روی موالیش چو شفق باد لاله فام

فرق مخالفش چو سر خامه باد شق

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ بنیاد گرمابه ی رزاقیه ی کاشان

به عهد داور دوران که بود و باشد و بادش

جهان محکوم حکم و آسمان منقاد فرمانش

کریم اسم کرم رسم آنکه دید از لطف و قهرش بس

زمان از عدل آرایش زمین از ظلم پیرایش

بود آغوش شیر از بهر آهو بستر راحت

بود چنگال باز از بهر تیهو مهد آسایش

به حکم نافذ رزاق خان آن خان والا شأن

که وصفش را نباشد در طراز لفظ گنجایش

در آرایش ازو عالم در آسایش ازو مردم

که شد دست و دلش را شیمه بخشش شیوه بخشایش

بنا شد این طراوت بخش حمام صفا پرور

که یارب باد از ان کاشانه ی کاشان در آرایش

بود در سقف آن کامد چو گردون روشن از انجم

بود در صحن آن کامد چو جنت پاک از آلایش

ضیای آفتاب و ماه را گلجام پرویزن

صفای کوثر و تسنیم را فواره پالایش

هم اندر گلخنش برق یمان پیوسته در تابش

هم اندر منبعش آب بقا پیوسته در زایش

به سعی ابن عمش حضرت حاجی غیاث الدین

که عمرش باد در افزونی و خیرش در افزایش

به پایان آمد و گفتا صباحی بهر تاریخش:

ازین حمام عالم شد بری جاوید از آلایش

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ عمارت

فخر سادات میرزا کاظم

کامد از وصف قاصر اوهامش

قطب آل نبی که همت او

هست صرف مدار احکامش

معتقد گشت ازو و مستظهر

بازوی دین و پشت اسلامش

بر اعاظم رواست تعظیمش

بر اکارم سزاست اکرامش

در چنان طالعی که بود سپهر

به سعادت مقارن اجرامش

طبع برجیس داشت کیوانش

شکل ناهید یافت بهرامش

پسری داد ایزدش که ربود

از دل و جان قرار و آرامش

مه خجل از عذار گلگونش

مهر ، داغ از رخ سمن فامش

آسمان گر کند نظاره ی او

تشت خورشید افتد از بامش

فارغ از سرو و گل ، تذرو و هزار

از صنوبر قد گل اندامش

نام سید علیرضا در گوش

آمد از منهیان الهامش

نامور ساختش به آن که دهد

علی موسی الرضا کامش

گشت " سید علیرضا" تاریخ

شد چو سید علیرضا نامش

از دورنگی زمانه تا باشد

منتظم با لیالی ایامش

باد یارب به روز و شب خوشتر

شام از صبح  و صبح از شامش

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ بنیاد عمارت

خان عالی رتبه عبدالباقی آن

کش بود پر ساغر از صهبای عیش

آنکه از خونین سرشک خصم او

غازه می مالد به رخ عذرای عیش

بر درش کس را نبینی تنگدل

غم کجا و موکب دارای عیش

خون خورد در بزم عیش او حسود

سود او این باد از سودای عیش

زهره در رقص از سرود بزم او

روزهای شادی و شبهای عیش

قهر او هر جا بود آتش فشان

باد غم ریزد ز هم اجزای عیش

ریخت طرح این عمارت کاندر آن

سایه هر سو افتد از بالای عیش

غم در ان گر ره نجوید دور نیست

جنت المأوی بود مأوای عیش

یافت چون اتمام و بانی اندر آن

کرد حاصل کام از استیفای عیش

بهر تاریخش صباحی زد رقم:

باد جاوید این عمارت جای عیش

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ بنیاد عمارت

گل گلشن دانش آقاسلیم

که پر باد جامش ز صهبای عیش

بود تا نشانی و نامی به دهر

ز جنس نشاط و ز کالای عیش

مبادش به دل جز هوای نشاط

مبادش به سر غیر سودای عیش

چو بودش مدام آرزوی طرب

چو بودش همیشه تمنای عیش

بنا کرد بهر دو فرزند خویش

که هستند پیوسته جویای عیش

محمد حسن عشرت افزای بزم

محمد علی محفل آرای عیش

سرایی که همچون سرای بهشت

بود جای شادی و مأوای عیش

بود تا درین باغ و این میکده

گل شادمانی و صهبای عیش

نچینند گل جز ز باغ طرب

ننوشند می جز ز مینای عیش

رسید آن سرا چون به اتمام و شد

دران بانی آن مهیای عیش

به تاریخ آن زد صباحی رقم

که: این خانه دایم بود جای عیش

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ درگذشت

محمد حسین آنکه ایام چون او

ندید و شد از بزم ایام افسوس

در آغاز عمر از جهان رفت بیرون

ندانست آغاز از انجام افسوس

براورد تا در جهان نام ، بسترد

ز لوح وجودش قضا نام افسوس

همش اول دور، ساقی گردون

شراب اجل ریخت در جام افسوس

نه او را دگر بازگشت است، فریاد

نه کس را به او راه پیغام افسوس

به تاریخ سالش صباحی رقم زد:

حسین از جهان رفته ناکام افسوس

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ مرمت دو گنبد حرمین شریفین کاظمین علیهماالسلام

امام سابع و تاسع که موسی است و محمد

یکی است بحر کرامت، یکی است منبع اعجاز

یکی چو احمد مختار محرم حرم غیب

یکی چو حیدر کرار مخزن گهر راز

ادامه مطلب   
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ درگذشت

زهره ی چرخ سیادت اختر برج عفاف

شمسه ی کاخ سعادت شمس گردون اقتدار

فاطمه آن فاطمی نسبت که با قرب نسب

از جواری حریمش خواستی قرب جوار

شوق طوف روضه ی جدش حسین بن علی

گشت دامنگیر و غربت بر وطن کرد اختیار

شد به این نعمت چو مستسعد به توفیق خدا

نقد جان را کرد بر آن مقدم عالی نثار

جُست از آن از حاجبان درگهش اذن دخول

وز مقیمان حریم حرمت او یافت بار

هر که را افسر بود زین خاک از اکسونست ننگ

هر که را بالین ازین درگاه از دیباست عار

او انیس حور و جمعی موپریشان از غمش

او قرین سور و خلقی در فراغش سوکوار

کسوت او حله ی فردوس و مردم سینه چاک

جای او در لاله زار خلد و عالم داغدار

چون صباحی سال تاریخش طلب کرد از خرد

گفت: بادا فاطمه با فاطمه در حشر یار

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ درگذشت

چون میر علی نقی که بودش

از حسن عمل نصیب وافر

مشغول به کار آخرت بود

کرد اول کار فکر آخر

رخت سفر از جهان دون بست

ز آمیزش خلق شد منافر

آهنگ دیار قدسیان کرد

شد با نبی و ولی مجاور

تاریخ نگار شد صباحی:

شد میرعلی نقی مسافر

  
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧


در تاریخ جشن زفاف

سرو نوخیز بوستان کمال

مه تابان آسمان هنر

میر سید محمد آنکه بود

دولتش یار و طالعش یاور

ادامه مطلب   
نویسنده : mohammad ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧