در تاریخ عمارت

فخر سادات میرزا کاظم

کامد از وصف قاصر اوهامش

قطب آل نبی که همت او

هست صرف مدار احکامش

معتقد گشت ازو و مستظهر

بازوی دین و پشت اسلامش

بر اعاظم رواست تعظیمش

بر اکارم سزاست اکرامش

در چنان طالعی که بود سپهر

به سعادت مقارن اجرامش

طبع برجیس داشت کیوانش

شکل ناهید یافت بهرامش

پسری داد ایزدش که ربود

از دل و جان قرار و آرامش

مه خجل از عذار گلگونش

مهر ، داغ از رخ سمن فامش

آسمان گر کند نظاره ی او

تشت خورشید افتد از بامش

فارغ از سرو و گل ، تذرو و هزار

از صنوبر قد گل اندامش

نام سید علیرضا در گوش

آمد از منهیان الهامش

نامور ساختش به آن که دهد

علی موسی الرضا کامش

گشت " سید علیرضا" تاریخ

شد چو سید علیرضا نامش

از دورنگی زمانه تا باشد

منتظم با لیالی ایامش

باد یارب به روز و شب خوشتر

شام از صبح  و صبح از شامش

/ 0 نظر / 46 بازدید