در تاریخ جشن زفاف

آنکه مانند او ندارد یاد

گردش چرخ و تابش اختر

آن هنر شیوه ی هنر آیین

آن کرم پیشه ی کرم پرور

که بود آصفش کمین بنده

که بود حاتمش کهین چاکر

به نسب از قبیله ی احمد

به حسب از سلاله ی حیدر

چید فرخنده ساعتی که به مهر

بود خورشید را به ماه نظر

محفلی از برای سور آنگاه

در بر آورد شاهدی دلبر

گل نشکفته ی ریاض عفاف

در ناسفته ی محیط هنر

بزمی آماده شد که در وی بود

ماه رقاص و زهره رامشگر

گشت ماهی قرین او که بود

چهره اش رشک لعبت خاور

مهوشی، مهر طلعتی که به پا

کرده ماهش رخ ، آفتابش سر

زده القصه بهر تاریخش

غوطه در بحر فکر اهل هنر

زد صباحی رقم که :گردیده

مهر و ماهی قرین به یکدیگر

تا که از عکس ماه و پرتو مهر

شام باشد منیر و صبح انور

باد یارب به کام دل اورا

شاهد عیش تنگ اندر بر

/ 0 نظر / 9 بازدید