در تاریخ بنیاد عمارت

گل گلشن دانش آقاسلیم

که پر باد جامش ز صهبای عیش

بود تا نشانی و نامی به دهر

ز جنس نشاط و ز کالای عیش

مبادش به دل جز هوای نشاط

مبادش به سر غیر سودای عیش

چو بودش مدام آرزوی طرب

چو بودش همیشه تمنای عیش

بنا کرد بهر دو فرزند خویش

که هستند پیوسته جویای عیش

محمد حسن عشرت افزای بزم

محمد علی محفل آرای عیش

سرایی که همچون سرای بهشت

بود جای شادی و مأوای عیش

بود تا درین باغ و این میکده

گل شادمانی و صهبای عیش

نچینند گل جز ز باغ طرب

ننوشند می جز ز مینای عیش

رسید آن سرا چون به اتمام و شد

دران بانی آن مهیای عیش

به تاریخ آن زد صباحی رقم

که: این خانه دایم بود جای عیش

/ 0 نظر / 59 بازدید